HOME

مبانى و اهداف »حكومت جهانى حضرت مهدى (عج)

اعتقاد به مهدويت، اعتقاد به فراگيرى نيكى‏ها و مكارم انسانى، عدل و قسط گسترى، پايان خوب تاريخ، استقرار حكومت و دين واحد جهانى و... است. (انديشه مهدويت)، همان خواسته اصيل مسلمانان و اميد و آرزوى يكتاپرستان، در دستيابى به »حكومت جهانى عدل« و از بين رفتن »ظلم، ستم، بى دينى و فساد است. انديشه مهدويت«، انديشه شورآفرين و تعالى بخش انسان‏هاى آزاده‏اى است كه منتظر (پايان خوش تاريخ) با پيروزى صالحان و نيكان هستند و به كرامت و عزّت انسان‏ها اعتقاد دارند. نقطه اوج و حسّاس اين انديشه، پايان يافتن حكومت‏هاى زر و زور دنيايى و تأسيس »حكومت واحد جهانى مهدوى« است. حكومتى كه با امدادهاى معنوى، يارىِ صالحان و خواست قلبى مردم، تأسيس خواهد شد و با ظهور منجى بشريت، قيامى فراگير عليه ظالمان و ستمگران روى خواهد داد.
اين حكومت جهانى، ريشه‏ها و مبانى خاص خود را دارد كه تمايز و ويژگى خاصى به آن بخشيده است. در رابطه با مبانى اين (حكومت صالحان)، مى‏توان به موارد زير اشاره كرد:
1. امامت و بايستگى حكومت امام معصوم؛ مبناى اصلى انديشه (مهدويت) و (تشكيل حكومت جهانى عدل)، ضرورت وجود امام در جامعه و لزوم تشكيل حكومت از سوى او براى هدايت، راهنمايى، برنامه‏ريزى و نظام دهى جامعه دينى است. لذا امام شؤونى دارد كه از جمله آنها، پيشوايى و رهبرى جامعه است. امامت - كه همان پيشوايى و جلودارى است - طرح سياسى شيعه براى اداره جامعه است. در نگاه شيعه، آدمى همان گونه كه مضطرّ به (وحى) است، مضطرّ به (امام معصوم) نيز هست. ... اگر اهداف حكومت را هدايت انسان در تمامى ابعاد وهم، حس، فكر، عقل، قلب و روح او بدانيم؛ آن وقت بايد به كسى روى بياوريم كه به همه اينها آگاه است و از تمامى كشش‏ها و جاذبه‏ها آزاد است و تركيب آگاهى و آزادى، همان عصمتى است كه در فرهنگ سياسى شيعه (امامت معصوم) مطرح است
2. غايت و پايان تاريخ (فلسفه تاريخ)، حاكميت صالحان است؛ اين وعده حتمى خداوند به انسان‏ها - به خصوص مستضعفان، ستمديدگان و نيك كرداران - است. اين حاكميت به دست پر توان حضرت ولى عصر(عج) تحقّق خواهد يافت. گفتنى است كه تشكيل حكومت عدل جهانى، از ويژگى‏هاى امام زمان است و چنين كارى را هيچ پيامبر و يا امام ديگرى انجام نداده است. از برخى آيات قرآن و روايات استفاده مى‏شود كه بالاخره زمانى خواهد رسيد كه يك حكومت عدل الهى، بر جهان گسترده مى‏شود. در روايات صاحب اين حكومت، مهدى موعود(عج)معرفى شده است؛ چنان كه قرآن مى‏فرمايد: (اِنَّ الارض يرثها عبادى الصالحون)و (نريد ان نمن على الّذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمّة و نجعلهم الوارثين)
3. ضرورت تشكيل حكومت جهانى؛ وضعيت و نماى كلى جهان، نشانگر اين است كه خطر جنگ، فقر، نابرابرى، پرخاشگرى، سود جويى، ظلم و فساد و انحراف فراگير، به شدّت آن را تهديد مى‏كند و واحدهاى مستقل سياسى و بازيگران اصلى عرصه بين الملل، هر يك اقدامات خطر آفرين و بحران زا از خود بروز مى‏دهند. اين اضطراب و التهاب و نياز انسان‏ها به صلح و امنيت - به خصوص در جوامع اسلامى - زيربناى تشكيل حكومت جهانى اسلام، به رهبرى مهدى موعود(عج) است. حالت كنونى جامعه اسلامى - كه با ترس و التهاب به سر مى‏برد - كانون اساسى فكرى است براى تشكيل حكومت واحد جهانى و مايه از بين رفتن هر نوع اختلاف و... و زايل شدن اسباب جنگ‏هاى خانمان سوز و در سايه چنين حكومتى است كه جهان بشريت، به سعادت و عزّت مى‏رسد و مردم جهان از نعمت‏هاى الهى و موهبت‏هاى طبيعى، به طور مساوى استفاده مى‏كنند.
4. سرشت و گوهر واحد انسان‏ها؛ از آن جايى كه انسان‏ها همه، داراى فطرت و سرشت واحد بوده و داراى يك مبدأ و منشأ يگانه هستند؛ بنابراين نمى‏توانند همواره جدا از هم و دشمن يكديگر باشند و به جنگ و ستيزه جويى عليه هم بپردازند. اين سرشت واحد، خود مى‏تواند مبنا و ريشه اساسى براى تشكيل يك حكومت واحد جهانى باشد. صاحب اصلى اين حكومت نيز بايد كسى باشد كه به درستى و بدون سودجويى شخصى، بتواند انسان‏ها را به هم نزديك سازد و از اختلاف، تفرقه، تشتّت و جدال نجات‏شان دهد. پس جهانى شدن حكومت حضرت مهدى، با سرشت و فطرت مردم متناسب و منطبق است و چيزى بر خلاف خواسته و علاقه آنان نمى‏باشد.
5. رشد و تعالى انسان‏ها؛ انسان‏ها، همواره در جهت رشد و تعالى خويش تلاش مى‏كنند و در صدد كمال يافتن و بالندگى افكار و انديشه‏هاى خويش هستند؛ منتها كمال و رشد واقعى تحقّق نخواهد يافت؛ جز با تشكيل يك حكومت آسمانى و ظهور »انسان كامل« و »هادى بشر« كه بتواند با مدد جستن از غيب و قدرت ملكوتى، به حركت و تلاش انسان‏ها جهت دهد و زمينه‏هاى رشد، بالندگى، تكامل و تعالى آنان را فراهم سازد. اين مبنا و عامل، مى‏تواند يكى از پايه‏هاى اساسى تشكيل حكومت جهانى مهدى موعود تلقى گردد.
6. ضرورت عدالت و قسط فراگير؛ در آرا و افكار همه انسان‏ها - به خصوص دانشمندان و متفكّران - عدالت و قسط، جايگاه مهم و اساسى دارد و آنان همواره درصدد يافتن راه كارهايى براى دست يافتن به اين نياز و آرزوى اصيل آدمى بوده‏اند؛ اما تا كنون اين امر، به وقوع نپيوسته و انسان‏ها همواره از بى عدالتى و ظلم و ستم در رنج و سختى بوده‏اند و 80% امكانات مادى و دنيايى در اختيار 20% افراد غنى و ثروتمند بوده است. اين مبنا، بايستگى حكومت عدل جهانى را به خوبى اثبات و روشن مى‏كند و بر درستى و صحّت مدعاى شيعيان، صحّه مى‏گذارد. پس بر اين مبنا با تشكيل دولت كريمه مهدوى، تمامى چيزها، براى همه انسان‏ها خواهد بود.
7. دين محورى يا انسان محورى؛ بر اساس اين مبنا، اگر ما دين و آيين درست الهى را اساس و ريشه اعمال و افكار خود بدانيم؛ به اين نتيجه خواهيم رسيد كه تنها راه برترى يكتا پرستى و دين دارى در جهان، تشكيل يك حكومت واحد جهانى دينى است كه عمده‏ترين برنامه و راهبرد آن، فراگير ساختن آيين الهى بر روى زمين و از بين بردن اديان و مكاتب ساختگى و منحرف شده بشر است. در اين صورت انسان، فعاليت‏ها و استراتژى‏هاى خود را بر اساس دين محورى تنظيم خواهد كرد.
با توجّه به اين مبانى و ريشه‏ها، به خوبى مى‏توان اهداف و آرمان‏هاى »حكومت جهانى مهدى را ترسيم نمود و با استفاده از آيات و روايات، به خواسته‏ها و ايده‏هاى مصلح آسمانى پى برد.