HOME

مراتب توحيد

توحيد مراتب و اقسام دارد: توحيد ذاتى، توحيد صفاتى،توحيد افعالى، توحيد در عبادت. توحيد ذاتى يعنى اينكه ذات پروردگار يگانه است،مثل و مانند ندارد، ماسوا همه مخلوق اوست و دون درجه و مرتبه او در كمال،بلكه قابل نسبت به او نيست.آيه كريمه ليس كمثله شى‏ء(1) و يا آيه‏و لم يكن له كفوا احد (2) مبين توحيد ذاتى است.

توحيد صفاتى‏يعنى صفات خداوند از قبيل علم، قدرت، حيات، اراده، ادراك، سميعيت،بصيريت، حقايقى غير از ذات پروردگار نيستند، عين ذات پروردگارند، به اين معنى‏كه ذات پروردگار به نحوى است كه همه اين صفات بر او صدق مى‏كند و يا (به قولى)به نحوى است كه آثار اين صفات بر او مترتب است.

توحيد افعالى يعنى نه تنها همه ذاتها، بلكه همه‏كارها(حتى كارهاى انسان)به مشيت و اراده خداوند است وبه نحوى خواسته ذات مقدس اوست.


1.شورى/11. 2.اخلاص/4.

صفحه : 71

توحيددر عبادت يعنى جز ذات پروردگار هيچ موجودى شايسته عبادت و پرستش‏نيست، پرستش غير خداوند مساوى است با شرك و خروج از دايره توحيد اسلامى.

توحيد در عبادت از نظرى با ساير اقسام توحيدفرق دارد، زيرا آن سه قسم ديگر مربوط است به خدا و اين قسم مربوط است به بندگان.به عبارت ديگر، يگانگى ذات و منزه بودنش از مثل‏و مانند، و يگانگى او در صفات، و يگانگى او در فاعليت از شؤون و صفات او است، اما توحيد در عبادت يعنى‏لزوم يگانه پرستى، پس توحيد در عبادت از شؤون بندگان است نه از شؤون خداوند.ولى حقيقت اين است كه توحيد در عبادت‏نيز از شؤون خداوند است زيرا توحيد در عبادت يعنى يگانگى خداوند در شايستگى براى معبوديت، پس او يگانه معبود به حق است.كلمه‏«لا اله الا الله‏» همه مراتب توحيد را شامل است و البته مفهوم ابتدائى آن، توحيد در عبادت است.

توحيد ذاتى وتوحيد در عبادت جزء اصول اوليه اعتقادى اسلامى است، يعنى اگر كسى دراعتقادش به يكى از اين دو اصل خللى باشد جزءمسلمين محسوب نمى‏گردد.احدى از مسلمين با اين دو اصل مخالف نيست.

اخيرا فرقه وهابيه - كه پيرو محمد بن عبد الوهاب‏اندو او تابع ابن تيميه حنبلى شامى است - مدعى شده‏اند كه پاره‏اى از اعتقادات مسلمين مثل اعتقاد به شفاعت، و پاره‏اى از اعمال‏مسلمين مانند توسلات و استمدادات از انبياء و اولياء بر ضد اصل توحيد در عبادت است، ولى ساير مسلمين اينهارا منافى با توحيد در عبادت نمى‏دانند.پس اختلاف وهابيه با ساير مسلمين در اين نيست كه آيا يگانه موجود شايسته پرستش، خداونداست‏يا غير خداوند، مثلا انبياء و اولياء نيز شايسته پرستش‏اند، در اين جهت ترديد نيست كه غير خدا شايسته‏پرستش نيست، اختلاف در اين است كه آيا استشفاعات و توسلات، عبادت است‏يا نه؟پس نزاع فيما بين، صغروى است نه كبروى.علماى‏اسلام با بيانات مبسوط و مستدل، نظريه وهابيان را رد كرده‏اند.

توحيد صفاتى همان‏است كه مورد اختلاف معتزله و اشاعره است.اشاعره، منكر توحيد صفاتى‏مى‏باشند و معتزله طرفدار. توحيد افعالى نيز مورد اختلاف معتزله واشاعره است با اين تفاوت كه در اينجا كار برعكس است، يعنى اشاعره طرفدار توحيد افعالى‏و معتزله منكر آن مى‏باشند.

صفحه : 72

اينكه معتزله خودرا «اهل التوحيد» مى‏خوانند و توحيد را يكى از اصول پنجگانه خويش‏مى‏شمارند، مقصودشان توحيد صفاتى است نه توحيد ذاتى يا توحيد در عبادت (زيرااين دو قسم از توحيد محل خلاف نيست)و نه توحيد افعالى، زيرا اولا معتزله منكر توحيد افعالى مى‏باشند و ثانيا عقيده‏خويش را در مورد توحيد افعالى تحت عنوان «اصل عدل‏» كه اصل دوم از اصول پنجگانه آنهاست بيان مى‏كنند.

اشاعره و معتزله در باب توحيد صفاتى و توحيدافعالى سخت در دو قطب مخالف قرار گرفته‏اند، معتزله طرفدار توحيد صفاتى و منكر توحيد افعالى مى‏باشند و اشاعره بالعكس،و هر كدام استدلالهايى در اين زمينه آورده‏اند.ما در فصل مربوط، عقيده خاص شيعه را درباره اين دو قسم توحيد بيان خواهيم كرد.