HOME

توجه به معنا و حقيقت انتظار، دريچه‏اى است‏براى رسيدن به اين مهم . انتظار يك دوره‏ى آماده‏سازى و زمينه سازى است و هر انقلاب و حركتى كه اين دوره را پشت‏سر نگذاشته باشد ابتر و ناقص و بى‏ثمر خواهد بود .

 ما كسانى را مى‏بينيم كه به پا ايستاده‏اند و راه افتاده‏اند، ولى دوره انتظارى نداشته‏اند . گويا چيزى نمى‏خواسته‏اند و تنها بر اساس جو محيط و جريان حاكم به رفتن وادار شده بودند .

 اين‏ها بدون انتظار و بدون آماده باش در گام‏هاى اول گرفتار شده‏اند و به خودخورى و فرار از خويشتن رسيده‏اند و آخر سر در زير فشار ابهام‏ها و اشكال‏ها، در مرحله فكر و اعتقاد، در مرحله‏ى ظرفيت و تحمل، در مرحله‏ى طرح ريزى و در مرحله‏ى عمل، از كمبود امكانات گرفته تا نيازهاى اقتصادى و نيازهاى تخصصى و علمى و حتى آمادگى بدنى و توانايى جسمى، در زيربار اين فشارها و ابهام‏ها، به انزوا و فرار از كار و جدايى از عمل روى آورده‏اند .

طبيعى است آن‏ها كه عمل زده بودند، بعدها با نفرت، عرفان زده، فلسفه زده و علم زده و كلاس زده هم بشوند و به دنبال پناه‏گاهى بگردند . كه باز هم طبيعى است كه به پناهى نرسند و سرگردان بمانند .

اين خاصيت انتظار است كه تو را وادار مى‏كند تا كمبودها را حدس بزنى و براى تامينش بكوشى و اين خاصيت انتظار است كه تو را به آمادگى و حضورى مى‏رساند كه ما نعم‏ها را بشناسى و براى رفع‏شان، برنامه بريزى .

آن‏جا كه آدم مى‏بيند آدم‏هايى استخوان‏دار پس از سال‏ها تحصيل چگونه سر در گم هستند و نمى‏دانند چه كنند و خسته و رنجور و آزرده و سر در لاك شده‏اند با پرسش رو به رو مى‏شود علت انزوا و خستگى اين‏ها همان نداشتن دوره‏ى انتظار است .

 اين‏ها نديده آمده‏اند و طبيعى است كه با ديدن مشكلات، متحير و سرگردان شوند يا اين‏كه تجديد نظر دوباره داشته باشند و از اساس، كارشان را درست كنند و بنيادى پيش بيايند .