HOME

ضرورت و اهميت دوره انتظار را مى‏توان از لابه‏لاى صفحات تاريخ نيز به دست آورد .

پس از شهادت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام و سيدالشهدا عليه السلام تابه امروز، ريشه تمام حركت‏ها و نهضت‏هاى شيعى عليه باطل و استثمارگران، همين فلسفه‏ى اجتماعى انتظار و عقيده به ادامه‏ى مبارزه تا پيروزى حق بوده است . اين امر چنان مورد توجه بزرگان دين قرار گرفته تا آن‏جا كه يكى از معيارهاى پذيرش اعمال معرفى شده است .

از مهم‏ترين رازهاى نهفته‏ى بقاى تشيع همين روح انتظارى است كه كالبد هر شيعه را آكنده ساخته و پيوسته او را به تلاش و كوشش و جنبش وامى‏دارد و مانع از نوميدى و بى تابى و افسردگى و درماندگى او مى‏گردد . اين تاثير آن‏قدر ملموس و كارساز بوده كه اسلام پژوهان غربى  نيز از آن گفت‏وگو كرده‏اند .

«هانرى كربن‏» ; اسلام شناس شهير فرانسوى مى‏گويد:

. . . مفهوم غيبت، اصل و حقيقت غيبت هرگز در چارچوب درخواست‏هاى دنياى امروز در معرض تفكر عميق قرار نگرفته است . . . معناى اين امر به عقيده‏ى اين جانب، چشمه‏اى بى نهايت و ابدى از معانى و حقايق است . . . معنويت اسلام تنها با تشيع، امكان حيات و دوام و تقويت دارد و اين معنا در برابر هرگونه تحول و تغييرى كه جوامع اسلامى دستخوش آن باشند، استقامت‏خواهد كرد . امام زمان، مفهوم اعلائى است كه مكمل مفهوم غيبت است، ولى كاملا به شخصيت امام غايب، مرتبط است .

اين‏جانب، مفهوم امام غايب را با روح غربى خودم به گونه‏اى نو و بكر، احساس و درك مى‏كنم و چنين به تفكر و دلم الهام مى‏شود كه رابطه‏ى حقيقى آن را با حيات معنوى بشر، وابسته مى‏دانم .

«جيمز دار مستر» ; شرق شناس معروف فرانسوى در اين باره مى‏گويد:

در حله كه نزديك بغداد است همه روزه پس از نماز عصر، صد نفر سوار با شمشير برهنه مى‏رفتند و از حاكم شهر، اسبى با زين و برگ مى‏ستاندند و . . . فرياد مى‏زدند كه: تو را به خدا، اى صاحب الزمان! تو را به خدا بيرون بيا .

وى در جايى مى‏گويد:

قومى را كه با چنين احساسات پرورش يافته است، مى‏توان كشتار كرد، اما مطيع نمى‏توان ساخت .