HOME

عدل و احسان

مسأله ى ديگرى كه مسلمان منتظر، بايد به آن اهميت بسيار بدهد، و در تحقّق و گسترش آن بكوشد، عدل و احسان است. يكى از شعارهاى سرلوحه اى، در قرآن كريم، اين شعار سترگ است:

(إنّ اللّه يأْمُرُ بِالعَدلِ وَالإحسان).

خداوند به اقامه ى عدل و اشاعه ى احسان امر مى كند.

سخن از عدالت و دادگرى، در اسلام و قرآن، اصلى است بنيادى و همه گير، كه نيازى به توضيح ندارد. اهميت اين اصل تا آنجاست كه در بسيارى از احكام فقهى و عبادى نيز، به گونه اى، به لزوم عدالت بر مى خوريم، از جمله در نماز جماعت، كه مى گويند، پيشنماز بايد عادل باشد. و اين عدالت كه در پيشنماز شرط است نيز، به نوعى، ترك ظلم است نسبت به نفس، و نسبت به غير.

اين است كه منتظران ظهور دولت حق، و حكومت عدل، كه دينشان اسلام است، و كتابشان قرآن، و نخستين امامشان على بن ابى طالب است (يعنى تجسُّمِ اعلاى عدالت و دادگرى)، و خود در انتظار  تحقق حكومت عدل جهانى به سر مى برند، بايد پيوسته، نمونه ى اين عدل و عدل طلبى باشند، و اين چگونگى را نشان دهند، و جامعه ى خويش را از احسان سرشار سازند. بايد جامعه ى آنان، نمونه ى آن عدل و دادى باشد كه از آن دم مى زنند، و منتظر ظهور ابعاد كلى و جهانگير آنند.

مى شود جامعه اى خود را منتظر حكومت عدل جهانى بداند، و خود، در محيط خود، در روابط خود، در معاملات و حقوق و قوانين خود، عدالت را عملى نسازد، و رعايت نكند، و به عدل و داد نگرايد، و از عدل و داد طرفدارى نكند، و در راه آن به پا نخيزد، و نشانى از بسط و عدل و احسان در آن جامعه نباشد؟ اين امر چگونه مى تواند بود؟ و اگر باشد، صدق اينگونه مردمى در انتظار، از كجا نمودار خواهد گشت؟.