HOME

استقرار وحدت و هم بستگى

چنان چه, انتظار را به عنوان يك آرمان بنگريم, در جنبه هاى فردى و اجتماعى نيز داراى آثارى خواهد بود. نخست از لحاظ فردى, موجب تمركز افكار و نيروهاى آدمى مى شود; زيرا همه ى آن ها, ناظر به يك هدف, يعنى انتظار ظهور هستند و اين امر به نوبه ى خود, موجب وحدت شخصيت او مى گردد. در مقابل, مى توان به پراكنده بودن و متفرق بودن تلاش هاى انسان اشاره نمود كه هيچ نتيجه اى در پى نخواهد داشت. اين معنا در قرآن كريم چنين آمده است: ((هر آينه سعى و كوشش شما پراكنده است. ))
آلپورت در بيان چنين رابطه اى مى نويسد:
تلاش براى آينده, به كل شخصيت آدمى, يگانگى و يك پارچگى مى بخشد ... به عبارت ديگر, مى توان با كوشش براى دست يافتن به مقاصد و رسيدن به هدف ها, جنبه هاى شخصيت را يك پارچه ساخت و جامعيت بخشيد.
وحدت شخصيت, از هرز رفتن توانايى ها و قابليت ها, جلوگيرى مى كند و زمينه ى رشد و ظهور قدرتى شگرف و فوق العاده را فراهم مى كند; زيرا چنين وحدتى در درون آدمى, تضادهاى درونى را از ميان بر مى دارد; همان تضادهايى كه برخى انسان ها را پيوسته رنج داده, توان شان را به شدت مى كاهد. در اين جا به نقل مطلبى از ((كارن هورناى)) مى پردازيم. او يكى از روان كاوان هم عصر ماست. وى با تإليف معروف ترين اثرش به نام تضادهاى درونى ما معتقد است كه بيش ترين عامل اثر گذار بر سلامت روانى اشخاص را بايد در پديده ى تضادهاى درونى آنان جست وجو نمود و چنان چه آنان بتوانند به گونه اى بر اين تضادها فايق آيند, ديگر موجبى براى اختلال در سلامت روانى آنان وجود نخواهد داشت. وى هم چنين به بيان حكايتى از فلسفه و حكمت خاور دور مى پردازد:
مريدى از پير و مرشد خود پرسيد: اى حكيم, به من بگو اين چه نيرويى است؟ و اين چه قدرتى است كه در پنجه ى شير نهفته است؟
پير جواب داد: نيروى وحدت با خود. اخلاص و صميميت چنين نيرويى ايجاد مى كند. در حقيقت, استفاده از تمام نيروهاى معنوى يك دل و يك جهت.
از بعد اجتماعى نيز, وحدت قابل تإمل است. وجود هدف مشترك در يك ملت يا جامعه, موجب نوعى پيوند, دل بستگى و وحدت ميان معتقدان به آن هدف مى شود. در ميان جامعه اى كه بزرگ ترين آرمانش, ظهور امام عصر(عج) است, نوعى هم دلى, هم نوايى و هم انديشى پديد مىآيد. چنين هدفى از چند جهت ازهدف هاى ديگر متمايز است:
1. اين هدف چون در واژه ى ((انتظار)), معنا مى يابد, داراى قداست ويژه اى است و هيچ هدف ديگرى در معنويت و قداست به پايه ى آن نمى رسد; چرا كه اين يك انتظار معمولى نيست, بلكه طولانى ترين انتظار براى ظهور كامل ترين انسان عصر است.
2. چنين هدفى كه با مسئله ى امامت و رهبرى حضرت ولى عصر(عج) در عصر ظهور ايشان, ارتباط مى يابد, از لحاظ مراتب ارزشى, در اوج اهداف و آرمان هاى يك جامعه قرار مى گيرد; زيرا هيچ موضوع ديگرى به سان اين امر, به حيات و بقاى جامعه, بستگى پيدا نمى كند; چه آن كه ((به يمن وجود اوست كه به خلق, روزى مى رسد و زمين و آسمان به وجودش برقرار است و به واسطه ى او خدا زمين را پر از عدل و داد مى كند پس از آن كه پر از بيداد و ستم شده باشد)). وقتى از جايگاه امام(ع) در برپايى جامعه اى مبتنى بر عدالت, سخن به ميان آيد, بى مناسبت نخواهد بود كه تا اندازه اى چنين جايگاهى, روشن شود.