HOME

غايت شناسى دين

اگر اديان را نيك بنگريم, چه در اديان الهى و چه اديان غير الهى, همواره عنصرى دارند كه در دين شناسى به آن ((اسكاتولوژى( Schatology ))) مى گويند;

 يعنى غايت شناسى. اديان همواره غايتى را براى بشر ترسيم مى كنند; حتى اديانى كه پيامبرى نداشتند و رهبران آن چون بودا مردم را به دينى بدون پيامبر و دينى بدون خدا دعوت مى كردند.

 اما اين دين هم سرانجام غايت شناسى خودش را پيدا كرد. غايت شناسى, جزء عناصر اساسى اديان است; به طورى كه حتى اديانى مثل بودا به اين سرانجام كشيده مى شوند;

 انسان در چرخه ى كارما, چرخه ى رنج و اندوهى كه در اين زندگى پابرجاست, گرفتار است و سرانجام از اين چرخه ى منحوس تكرار كارما رهايى خواهد يافت. نه تشنه است و نه گرسنه; آسوده و بى خيال چون هوا.

 اين جا است كه ما مى بينيم اديان به سمت ترسيم غايت كشانده شده اند; زيرا (حداقل از ديد جامعه شناسى كه رشته ى بنده است) اديان علاوه بر آن كه پشتوانه ى اخلاق هستند, براى استحكام بخشيدن به اخلاق, نياز به پشتوانه اى در انتها و آن سوى اين زندگى دارند به بيان ديگر اين جهان زمان مند است و روزگارى به پايان خواهد رسيد. اعمال داورى خواهد شد و دقيقا در اين وضع است كه نيك و شر معنا مى دهد; بنابراين اخلاق در چنين شرايطى معنا مى دهد و ارزش هاى اخلاقى به كمك چنين غايت شناسى تحكيم مى شوند.