HOME

اندوهگين بودن در فراق حضرت

يكى از نشانه‏هاى دوستى، محزون بودن در فراق و دورى از دوست و محبوب است . بديهى است كه علاقمندان به امام زمان عليه السلام در دوران غيبت در فراق او اندوهگين هستند و اين حزن و اندوه را به گونه‏هاى مختلفى بروز مى‏دهند .

امامان معصوم نيز به خاطر غيبت امام زمان عليه السلام مى‏گريستند . به عنوان نمونه، سدير صيرفى مى‏گويد: به خدمت مولايمان امام صادق عليه السلام رفتيم و امام را در حال گريه و ناله ديديم . او آنگاه حالت امام را اين‏گونه تشريح مى‏كند: «هو يبكى بكاء الوالد الثكلى ذات الكبد الحرسى قد نال الحزن من وجنتيه وشاع التغيير فى عارضيه واملاء الدموع محجريه وهو يقول سيدى غيبتك نفت رقادى وضيقت على مهادى وابتزت منى راحة فؤادى، سيدى غيبتك اوصلت مصابى بفجائع الابد;

او همچون مادر فرزند از دست داده، مى‏گريست، اندوه از گونه‏هاى مباركش پيدا بود و رنگ چهره‏اش تغيير كرده بود . اشك‏هاى او لباسش را خيس كرده بود و در اين حالت مى‏گفت: مولاى من! غيبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمين را بر من تنگ نموده و آسايش دلم را از من گرفته است . مولاى من! غيبت تو، بلا و مصيبت مرا به فاجعه‏هاى ابدى پيوند داده است .»

شاعر عرب حزن و اندوه قلبى خود را در غم دورى از حضرت مهدى عليه السلام چنين بيان كرده است:

قلبى اليك من الاشواق محترق

ودمع عينى من الآماق مندفق

الشوق يحرقنى والدمع يغرقنى

فهل رايت غريقا وهو محترق ؟

و شاعرى پارسى گوى، ابيات فوق را چنين به فارسى در آورده است:

دل زشوق ديدنت‏سوزد چو عود

از فراقت ديده بارد همچو رود

غرقه در سيلاب اشك و دل كباب

كس غريق شعله ور كى ديده بود