HOME

ای شاهد شيرين بيان

منظم کازرونی 

چشم بدت دور ای پری، کز همگنان والاستی

در مکتب افسونگری، بر دلبران استاستی

نازم تو را ای نازنين، فخر زمان، مهر زمين

شرمنده ماهت از جبين، در عالم بالاستی

ای شاهد شيرين بيان، آهوروش، نازک بيان

در بين حوری منظران، بی تالی و همتاستی

مويت سمن، رويت چمن، خلقت نکو، خلقت حسن

مست از نگاهت مرد و زن، هر دل تو را جوياستی

...ز آن عارض گلگون تو، ز آن قامت موزون تو

ليلی و شا، مجنون تو، هر بخرد داناستی

بايد چو باشی در امان، از چشم زخم دشمنان

بر مجمر رويت عيان، خالی سپند آساستی

... به به از اين رخسار تو، وزلعل شکر بار تو

گفتار تو، اطوار تو، جان بخش و روح افزاستی

هر چند من نالايقم، لکن به وصلت شايقم

گر عاشقم، ور وامقم، تنها توام عذراستی

ليلی تويي، مجنون منم، فتان تويي، مفتون منم

اخگر تويي، کانون منم، قلبم تو را ماواستی

در هجر رويت اين منم، کافسرده شد از غم تنم

آری فراقت ای صنم، بسيار جان فرساستی