بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا نبينا ابا
القاسم محمد صلي الله عليه واهل بيته الطيبين الطاهرين لا سيما بقية الله في
الارضين عجل الله تعالي فرجه و لعنت الله علي اعدايهم اجمعين من الان ا لي يوم
الدين.
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ
وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا
خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ) (البقرة:274)
...ما صحبتمان آياتي است که در شان اهل بيت است فضائل وحقانيت ايشان را مي گويد و آياتي که مربوط به امام زمان(عج) از جمله اين
آيات آياتي است که راجع به انفاق حضرات است انفاق اين بزرگواران خصايص ويژگي
هايي داشته که اين ويژگي ها در انفاق ديگران نبوده نيست.
سابقا آيه داشتيم راجع به اين موضوع :
(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَنْ رَزَقْنَاهُ مِنَّا
رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرّاً وَجَهْراً هَلْ يَسْتَوُونَ
الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ) (النحل:75)
اين آيات را ما عنوان کرديم آيات مقايسه اي آيا اين شخص با
اين ويژگي برابر است يا شخصي که اصلا انفاقي نداشته خدمتي نداشته اين آيه شريفه يک
خدمتي کارخوبي دستگيري انفاقي نه لا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ... چرا؟ چون اين
مملوک نفس است مملوک هواست نمي تواند کار خير انجام دهد انساني که مملوک نفس وهواست
قادر نيست حالا يک انسان پيدا مي شود که مالک نفسش است قادر است مالک نفس هوا
ندارد اين انسان
فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرّاً وَجَهْراً آيا آن انساني که هيچ کار
خير ي نمي کند مملوک هوايش است هيچ کار نمي تواند بکند در زندگي اش هيچ خيري ندارد
وبا انساني که سرا وجهرا کارش انفاق است مساوي است شما مقايسه کني اهل بيت اين
ويژگي بزرگ را داشتند رسول گرامي علي مرتضي حضرت زهرا اما م حسن... 0عليهم
السلام)سوره دهر در اين بحث به ما کمک مي کند و (وَيُطْعِمُونَ
الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً) (الانسان:8) .
... حالا مهم کم نيست کيف است چه مقدار يک دينار صد دينار
يا هزار چه مقدار است مهم نيست با چه کيفيت ونيتي است مهم است( الاعمال بالنيات)
نيت صادقه نيت پاک خالص حالا يک دينار است باشد مکتوب مي شود در پيشگاه خدا اجر
دارد اما صد دينار باشد هزار دينار باشد ولي براي خدا نباشدُاين مثل نماز است
انفاق عبادت ااقتصادي است نماز سخن با خداست عبادت ارتباط با خداست انفاق عبادت
دستگيري از خلق براي خداست ما فرقمان با مکاتب الحادي اين است آنها مي گويند خلقيم
،خدا را منکر هستند الله را منکر هستند چون به خدا اعتقاد ندارند مکاتب مکتب مارکس
ما عبادت داريم دستگيري ازخلق ارتباط با خلق اما براي خدا الله تبارک وتعالي اين
نماز حالا شما ببينيد اگر شما يک رکعت نماز بخوانيد براي اين که مريد پيدا کنيدُمي
گويند کسي داشت نماز مي خواند نماز خيلي خيلي با حال وخيلي با خشيت بعد ديد
ُصداي پا مي آيد خش خش صداي پا خوب است حالا يک مريد پيدا مي کنم خشيتش را
زيادتر وصدا يش را بلند تر کرد اين شيطان هم کمک ميکند عجب نمازي مي خوني واقعا در
کل آدم همچين نمازي نخوانده است بعد اين دلخوش کردکه لابد اين آقا يک حاجي پولدار
است وگفت حالا بعد از نماز يک پولي هم به ما ميدهد خلاصه پيش خودش چيزهايي را تخيل
مي کرد همه اش شيطان بود بعد نماز با حال و بعد از از سلام صورتش را برگرداند ديد
يک کلب است سگي که سرش را مي خاراند بيچاره (فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ) (الماعون:4) چطور ويل براي چه نماز گزار که جايگاه بالايي
دارد مقام دارد اگر مصلي باشد واگر مصلي نباشد ما (مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ)
(المدثر:42)
... اگر مصلي نباشد بايد بگوييم ويل از چه
قرآن مي فرمايد بله نماز گزاري که براي غير خدا نماز بخواند نمازش را طول دهد سجده
اش راطولاني کند وحال بکند يک قصه اي هم داريم کسي داشت نماز با حالي مي خواند اما
اين نماز با حالش بري چه کساني بود چه با حال مي خواند ُحمد را چه با حال ميخواند
بعد کسي آمد پشت سرش گفت به به عجب نمازي مي خواند شنيد که دارند تعريفش مي کنند
خيلي خوشحال شد که دارند مدحش مي کنند خلاصه ما نماز را قاطي جمع مي خوانيم بعد يکه
خورد خشيتش بيشتر شد باريکلا به اين نماز چقد ر خوب است يک دفعه يادش رفت دارد نماز
مي خواند رويش را برگرداند گفت تازه سفر مشهد هم رفتم آدم بايستد در مقابل
خدا بگويد اياک اما دروغ بگويد . چه گناه بزرگي است بزرگترين گناه در
مقابل خدا بايستد و به خدا دروغ بگويد مي خواهد سر خدا را کلاه بگذارد خدا کلاه سرش
نمي رود خطورات قلبيه ما را خدا مي داند ما براي چه اينجا آمده ايم من براي چه براي
شما صحبت مي کنم مي خواهم تعريفم کنند مدحم را بکنند براي چي از تمام نيات ما خدا
آگاه است ميداند سر مارا ظاهر مارا باطن مارا جهاد هم همين است شما ببينيد جنگيدن
در ميدان جنگ را کمش را کار نداريم آقا جبهه بودي چند ماه 6ماه دو سال کسي يک روز
جبهه رفته است يکي يک سال اما اين جبهه رفتن يک روز براي خدا ويک سال براي ريا
داريم پيغمبر خدا آمدند فرمودند: اين کيست نماز نمي خوانم بر او گفتند اين شهيد
حمار است در لشگر مقابل يک الاغ تيز رويي بود اين عاشق الاغ شد گفت من ميروم
طرف را مي کشم تا مالک الاغ شوم اتفاقا آمدو عکس شد و صاحب الاغ او را کشت قتالي که
براي خدا باشد نمازي که براي خدا باشد انفاقي که براي خئا با شد لله باشد شما در
سوره احزاب اين آيه را مطالعه کرديد از آياتي که قبل مي خوانديم وبعد هم مي خوانيم
(وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْراً وَكَفَى
اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيّاً عَزِيزاً)
(الأحزاب:25) .
خيلي مهم است توجه کنيم که بحث ما همين است خداي متعال
مومنين را از قتال بي نياز کرد اين مال احزاب است جنگ خندق از اينکه تلاش بيشتر
کنند تا جنگ بيشتر طول بکشد مضيقه ها تنگناها صدمه ها کم کم تمام شد خدا وند کار
زار و جنگ را برداشت وبي نياز کرد مومنين را از ادامه جنگ براي چه خداوند کار زار
را برداشت وکار را آسان کرد و مومنين را از تلاش وکار بيشتر بي نياز کرد علي بن
ابيطالب شما همين را در کتابهاي عامه مي بينيد در کتابهاي شيعه هم مي بينيد شواهذ
التنزيل را نگاه کنيد جلد يک ودو خدا ي متعال زحمت قتال را برداشت يک ضربت آقا بر
فرق عمرو اين خدمت افضل من ... ديگر تمام شد اين خدمت لله بود براي هيچ قصد ديگري
نداشت به من بارک الله بگويد به من نمره بدهد اسم من در روز نامه ها نوشته شود به
عنوان يک پهلوان وقهرمان معرفي شوم در دنيا صدا کنم مشهور شوم اصلا وقتي عمرو آمد
رجز خواني کرد و گفت هل من مبارز کسي نبود جوابش را بدهد چون عمرو خيلي شجاع
بود در جنگ احزاب اشجع ها را آورده بودند کساني که شجاعتشان از همه بيشتر بود .
همه احزاب کفر جمع شده بودند از جمله عمرو هيچ کس
جواب او را نداد اما امير المومنين فرمودند من مي روم پيغمبر فرمود عمرو است گفت
باشد کيه پس ببينيد انفاق نماز اعمال ديگر براي خداحالا اگر کم بود بالا است
نور علي نور هزار رکعت اميرالمومنين ميخواند هر چند که وهابي ها اشکال کردند که نمي
شوداصلا ممدوح نيست در حاليکه نماز خواندن ممدوح است ذکز کثير ما در قرآن نداريم
نماز زياد خواندن ذکر کثير نيست بعد مي گويند چگونه ميشود انسان هزار رکعت نماز
بخواند وهابيها ها اخيرا آمده اند در بعضي از نوشته ها يشان يک گولي درست کردند
کتابهايي را نوشته اند بعد ترجمه را نوشته اند جعفر سبحاني يک کتابي اخيرا رويش
نوشته بود مرتضي عسکري ترجمه دروغ اينها آمده اند آقا هزار رکعت نماز ممدوح و مطلوب
نيست ثانيا نمي شود امکان ندارد خوب اگر نماز شما ست که نمازتون چه طور است در
مسجدالحرام نصف يا بيشتر سوره بقره رال ميخوانند چقدر طول مي دهند همچنين نمازي نمي
شود هزاررکعت گفتند يک آقايي نماز مي خواندند نمازشان را طول دادند آقا ماموم تازه
وارد رفته بود نماز جماعت تعريف کرده بئدند برو نماز جماعت رفت جماعت ديد خيلي طولش
داد حوصله نداشت گفت اين آقا چه سوره اي خواند گفت سوره حمد و هزار تا سوره ي نمل
گفت فردا شب چه سورهاي مي خواند گفت فيل گفت ديگر نمي ايم هزار رکعت نماز خوب بله
شما هزار رکعت را ببينيد کلماتش چند تا مي شود واجباتش را الله اکبر حمد وسوره
رکوع وسجود شما يک نماز دو رکعتي را ببينيد کلماتش چندتاست در هزار کنيد بعد منتقل
بشويد به قرآن ببينيد کلمات قرآن چند کلمه است از اول بسم الله تا تاخر سين
ناس تحقيق کنيد هزار رکعت نماز کلمات ش بيشتر از يک ختم قرآن نيست وما داشيم وداريم
کساني را که ئر يک شب يک ختم قرآن داشته اند ممکن چيزي نيست براي کسانيکه نماز غذاي
روحشان است ااين خيلي اسان است براي کسانيکه (الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ
خَاشِعُونَ) (المؤمنون:2) .
...نماز لذت بخش است براي اينها هزار رکعت نماز چيزي نيست
خوب پس اگر کمش را هم نگاه کرديم واضافه شد نور علي نور است ما حتما بايد سري کار
بکنيم اگر علانيه شد قدرت نداريم خودمان را حفظ بکنيم وقصد قربت را ادامه بدهيم تا
مردم نگاه ميکنند که ما داريم کاري مي کنيم نمي توانيم ناني به فقير بدهيمآبي به
فقيربدهيم تا نگاه مي کنيم ما ديگر قدرت نداريم قصد قربت را ادامه دهيم اما حضرت
علي (ع) ولولا ... روز باشد شب باشد کسي ببيند کسي نبيند آنقدر قدرتمند هستند که در
قصد قربتشان تغييري پيدا نمي شود که حالا دارند مردم مي بينند حضدت علي انگشترش را
در نماز دادند آيه شريفه (إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ
آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)
(المائدة:55).
آقا مردم ديدند ببينند قصه اي از مرحوم حاج شيخ عباس قمي
يکي از علما به من گفتند ايشان را ديده بودند پسر مرحوم آيت الله حجت موسس مدرسه
حجتيه گفتند حاج شيخ عباس آمد مدرسه فيضيه يک در س اخلاق براي طلاب بيان کرد صداي
ايشان اواخر خشن شده بود يعني ايشان سينه شان درد مي کرد آسم داشت صداي ايشان خشن
بود ايشان با آن صدا گفتند بسم الله الرحمن الرحيم تا بسم الله گفتند تمام طلبه ها
گريه کردند آقا بسم الله گريه دارد بعد مقتل خواندند از کربلا چيزي گفتند ايشان
براي من گفت هنوز بعد از چند سال بسم الله ايشان در گوش من است ببينيد يک عمل کوچک
اما براي خدا ده عمل صد عمل عمل خوب اما براي خدا چه کار ميکند من يک سوال از شما
مي کنم حواب بدهيد چرا مي فرمايد و(وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ
وَالْأِكْرَامِ)
(الرحمن:27) خوب همه از بين مي روند چرا وَجْهُ رَبِّكَ باقي است کسي که به باقي
متصل باشد باقي کيست خداست اگر کسي با باقي ارتباط داشته باشد باقي مي ماند کارش
باقي است هدفش نامش براي چه اميرالمومنين مي فرمايد: العلماء باقون چرا (كُلُّ
مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ) (الرحمن:26) چرا آيا منافاتي دارد با
(كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ) (وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ
وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ
عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ)
(فاطر:28)علماي خدا ترس که ائمه طاهرين هستند اين بزرگواران به باقي متصل
هستندبه خدا متصلند هر کس به خدا متصل است باقي است واين وجه رب وجه
ربک ومگر با خدا خويشاوندي دارن خدا با کسي خويشاوندي ندارد علما باقي هستند
اين مفاتيح الجنان کتب ادعيه زياد داريم اما در بين کتب ادعيه ببينيد مفاتيح الجنان
گل شده است باقي مانده چرا شما هر جا برويد کنار قرآن مفاتيح الجنان است چرا چون
حاج شيخ عباس قمي خالص بود نيتش خوب وبو ده منالبته چيزهايي دارم در بحث عصمت
مي گفتيم (إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ
الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) (الأحزاب:33) .
... در تمام مراحل زندگي کارها اهداف ها شما مي بينيد که
اينها از رجس دورند رجس فقط شرک جلي نيست بلکه شرک خفي هم هست ريا مثل مورچه سياهي
در شب تار بر روي سنگصاف آيا اگر مورچه بر روي سنگ حرکت کند صدايش را مي شنويد
ريا از اين هم خفي تراست ايمه طاهرين که دعاي حضرت ابراهيم مستجاب شد بر ايشان(وَإِذْ
قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ
أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ)
(ابراهيم:35)
چه شرک جلي و چه شرک خفي پس نتيجه اين آيه شريفه در شان
حضرات عليهم السلا م است جمله اي را که به حضرت آن وقت چطور مومنين به وسيله ي حضرت
علي (ع) از کار زار بي نياز شده اند را برويد همين بحث را راجع به مهديت پياده کنيد
چگونه ميشود نکته مهدويت چطور مي شود که يک آقايي بيايد نهضتي بکند انقلابي بکند
ظاهر بشود وديگر مومنين را از شر کفار و مشرکين اين عصر با اين قدرت راحت کند چطور
مي شود نمونه اش همين جنگ احزاب است آقا امام زمان(عج) وصي امير المومنين است
نيتشان خالص است پاکند از رجس چه شرک جلي وچه شرک خفي از ريا پاک پاکند ايشان کار
را پيش مي برند نه جمعيت جمعيت بي توجه به خدا اين جمعيت کار را پيش نمي برند
کم من ... چه نيتي بهترين نيت ها راحضرت مهدي (ع) دارند همان نيت جد بزرگوارشان علي
مرتضي را همان نيت امام مجتبي را همان نيت سيد الشهدا را. رييس اين نهضت
وانقلاب جهاني آقايي است با نيت علوي آقايي است با نيت پاک لله وفي الله بدون
هيچ قصد و ريا ... آقا با ذوالفقار مي آيد بله آقا با ذوالفقار که نمي شود جنگيد با
اين همه اسلحه هاي امروزي مي شود با ذوالفقار جنگيد بله ذوالفقار در دست کيست؟ مثل
عصاي موسي است عصا وقتي در دست من است عصاي موسي نيست عصاي محمود است وعصاي
محمود به درد نمي خورد اما عصاي موسي فرعون وفرعونيان را به زمين مي
زند شما آخر بگو اين عصا چه کار مي کندعصا کاري نمي کند عصا در دست موسي است يد
الله در همت يد الله است فوق ايديهم ذوالفقار در دست حضرت مهدي (عج) با آن نيت خالص
و خوب. امام زمان(عج) مقابله مي کند با همه ي دشمنان و همه دشمنان را از بين
مي بردو مومنين را راحت ميکند . ان شاءالله .
.:: براى مشاهده تصوير با اندازه واقعى بر روى آن كليك كنيد ::.
|